تبليغاتclose
روزهای خوش جوانی - زندگی
اطلاعات سايت
نام کاربری :
رمز عبور :

رمز عبور را فراموش کردم ؟
آمار مطالب
کل مطالب : 11
کل نظرات : 0

بازديد امروز : 16 نفر
بارديد ديروز : 9 نفر
بازديد هفته : 50 نفر
بازديد ماه : 124 نفر
بازديد سال : 805 نفر
بازديد کلي : 962 نفر

افراد آنلاين : 5
عضويت سريع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *
مطالب پربازديد
خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود
پيوندهاي روزانه
کاربران
کدهاي اختصاصي
پشتيباني
theme by
roztemp.ir
RSS

Powered By
Rozblog.Com
تبليغات
رزتمپ
آخرين ارسال هاي انجمن
عنوان پاسخ بازديد توسط
رمان زیبا حتما بخونید 0 21 hamed-aslani

بسم الله الرحمن الرحیم

 

چند روزی بود دچار مشکلی بودم تمام امیدهایم ناامید و هرکس به من چیزی میگفت!!!!!!!!!!!!!

با خودم گفتم این یکبار را امتحان میکنم شاید به نظر برخی ها هم کارساز باشد!!!

بیشتر آدم ها به این که هنگام گرفتاری خالصانه به خدا روی آوردن را به سخره میگیرند و باوری به آن ندارند امّا ما انسان ها که همه جور تجربه ای را امتحان میکنیم بهتر نیست این را هم تجربه کنیم؟؟؟؟ چیزی که خالق ما و به وجود آورنده ما به ما پیشنهاد داده است!!!!؟؟؟؟؟؟

خلاصه دل را زدم به دریا و سعی کردم نمازم را سروقت و هرچه عارفانه تر بخوانم بعد از نماز واقعا خدا را صدا میکردم و با او صحبت میکردم و از ته دل از او کمک میخواستم و درآخر هم چند آیه از قرآن مجید را میخواندم!!!بله چه تجربه جالبی هرروز آرام و آرام تر میشدم احساس میکردم دیگر به کسی و حرفهای کسی نیاز ندارم چون خدا جوابم را میداد تا بعد از چند روز بالاخره خدا جواب قطعی را به من داد!!! ظهر بعد از نماز چند آیه را اتفاقی خواندم احساس کردم باید معانی جالبی داشته باشد معانی آن را نیز خواندم کنجکاو شدم تفسیر آن را نیز خواندم آنجا بود که خدا کامل تر از هر شخصی جوابم را داده بود و دلهره چند روزه مرا از بین برد.

آنروز بود که به جمله ی جالبی  که خدا به حضرت داوود زده بود  پی بردم!

 

ای داوود :

اگر بندگان من میدانستند که وقتی بسوی من می آیند چگونه بسویشان میروم و دست آن هارا میگیرم و آن هارا در آغوش میکشم هیچگاه مرا فراموش نمیکردند و لحظه لحظه برای من میمردند

وحال باید دید آیا آنگونه که شایسته است به خدایمان نزدیکیم یا نه؟؟؟؟ 

وباید بدانیم دل انسان هیچگاه به انسان دروغ نمیگوید!!!!


ادامه مطلب
امتياز : نتيجه : 5 امتياز توسط 1 نفر مجموع امتياز : 5

برچسب ها : عشق , خدا , زندگی , دل , تنهایی , امید ,
بازديد : 32
[ پنجشنبه 8 دي 1390 ] [ 13:14 ] [ حامد اصلانی ]

1-هر روز با سه نفر سلام و احوالپرسی کن.

۲-حداقل سالی یک بار نظاره گر طلوع خورشید باش (تا عظمت خداوند را به تماشا بنشینی)

۳-دل دیگران را بدست آور.

۴-در هر بهار گلی در باغچه ات بنشان.

۵-همیشه در سلام پیشقدم باش.

۶-نسبت به خودت و دیگران بخشنده باش.


ادامه مطلب
امتياز : نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 0

برچسب ها : زندگی , برتر ,
بازديد : 34
[ سه شنبه 22 آذر 1390 ] [ 14:39 ] [ حامد اصلانی ]

بسم الله الرحمن الرحیم

خدا به اندازه ای که از تو دورم  کمکم کن تا بتوانم نزدیکیم را با تو حفظ کنم

نمیدونم از کجا بنویسم از چی از کی بگم از زندگی ، مرگ ، خدا، انسان ، دوستم ، اطرافیانم ،خانوادم وشاید خودم ؟؟؟؟؟؟ راستی گفتم خودم آیا برای خودم خودی باقی گذاشتم خودم کو؟؟؟ خودم هست یا خودم خودمو انداختم دور؟؟؟؟؟ میشه خودم خودمو پیدا کنم؟؟؟؟؟ خودم منو قبول میکنه؟؟؟؟ چراکه نه حتما چون خودم خودمم!!!!!!

گاهی وقتا دلم میگیره ، با خودم حرف میزنم یاد گذشته می افتم ، از خودم بدم میاد ، از اطرافیانم ، از همه و همه اما آیا مشکل از منه یا دیگران؟؟؟ حتماً از منه!!! ولی نه آخه مگه میشه؟ آدما که بی عیب و ایراد نیستن ، پس نباید خودمو سرزنش کنم آره نباید!!! چون هم من گاهی خطا میکنم هم دیگران! اصلا میدونی چیه زندگی با همین خوبی ها و بدی ها و خطاهاو مشکلاته که معنا پیدا میکنه!!! اگه همه چیز عالی بود که دیگه زندگی بی معنی میشد!!!

آره درسته باید به خودم بیام!!؟؟ خوب و بد گذشتم هرچی بود گذشت تموم شد ولی باید یادم باشه از گذشتم عبرت بگیرم وخطاهای گذشتمو جبران کنم چون دیگه نمیتونم به گذشته برگردم و چیزی رو تغییر بدم پس نه در آینده سیر میکنم نه در گذشته فقط در حال چون ما آدما تو حال میتونیم کاری انجام بدیم پس بهتره همین حالا فکر کنم وضعیت حالا رو بسنجم و در حال برای آینده و هدفم تصمیم بگیرم نه در آینده فکرکنم.

این روزا خیلیا بهم نیش و کنایه میزنن و تیکه میندازن !!!؟؟؟؟؟ آیا بد شدم ؟؟؟؟ اما نه مامان میگفت تو خوبی همه ازت تعریف میکنن!دوست صمیمیمم که هیچ وقت تا حالا دروغ نگفته ازم راضیه!!!!! پس واقعا برای چی گاهی بهم کنایی میزنن؟؟؟؟ آره درسته درست فهمیدم من توانایی هایی دارم که بعضیا ندارن و یا خصلت هایی که منو نسبت به دیگران بالاتر میبره و اون آدما چشم دیدن ندارن بهتر بگم حســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوووووووووودن!!!!!

مثلا همین دختره ارزش نداره ، عمراً به همسر آیندم برسه اصلا قابل مقایسه نیست از وقتی جواب رد ازم شنیده هر روز یا ازمن بد میگه یا از همسرم!!!اما درسته که واقعا که حرفاشو بشنوم یا جدی بگیرم ؟؟؟؟؟؟؟خوب معلومه دیگه چرا گلابی بازی درمیاری آخه دیوانه من که از همچی همسرم و خودم خبر دارم چه لزومی داره شک کنم اصلاً از امروز از همسرم قول میگیرم اگه اتفاقی براش افتاد برام بگه خودش با صداقت تمام و حق شک کردن به همسرمو ندارم!!!!!میدونی چرا گلابی؟؟؟؟ هی نگو گلابی ، چرا؟؟؟آخه گلابی ، اِ ببخشید آخه عزیزم اون تو زندگی با شما پیمان وفاداری و محبت بسته و عمراً خیانت بکنه اصلا میدونی چیه یکم فکر کن در مورد کاراش،اخلاقش باتو ، رفتارش، دِ فکر کن دیگه .... هاااااا حالا بنظرت بااین تفسیرات مغزی جنابعالی ممکنه که فکر خیانت به شما و .... باشه؟؟؟!!! اصلا ببین ایشون فکر شماس یا اونی که هر روزپشت همسرت و خودت میگه؟؟؟ آره راست میگی همسرم حرف نداره!!!!! راستی گلابی ...اِ ببخشید عزیزدل ، خدا حرف باحالی تو سوره نور آیه 25 تا 27 زده که ثابت میکنه اگه کسی بخواد خودشو غالب کنه به کسی خدا نمیزاره

ترجمشو خوندی حالا دیدی حرفای دیگران همش حسادتو دوبه هم زنیه پس برو پی زندگی حالشو ببر!!!!!!!!

خوب حالا این دُرُست گذشتمو چکار کنم؟؟؟ خاطراتی که داشتم ؟؟؟ درسته اون دختره آدم بدی بود ولی باش کلی خاطره دارم!!!!خوب اونم راه داره عزیزمن!!!چه راهی؟؟؟ با مثال میگم درست بفهمی،ببین تو لیوانی که توش نوشابس تا وقتی توش نوشابس عطر و طعم و رنگ نوشابه رو داره (مثل خاطرات تو مغزت) وهر وقت بخوای چیزی اضافه کنی مثلاً چایی بازم غلظت نوشابه چای رو از بین میبره (خاطرات جدید) عزیز گلابی من تو فقط کافیه چای رو جایگزین نوشابه کنی نه  چای رو به نوشابه اضافه کنی، یعنی سعی کن اون خاطراتو از ذهن پاک کنی و بیادش نیفتی وخاطرات جدیدو صحنه های تازه رو ثبت کنی بجای اون ها و بارها بش فکر کنی تا اثرات خاطرات قدیمی از بین بره، آخه همسرت قربونت بره گذشته ها گذشت و شما کسی رو که واقعا دوسشداری و دوستتداره رو پیدا کردی پس اضافات گذشته رو بریز دور و با خاطرات جدید برو حالشو ببر که قرار یک عمر زندگی کنید!!! آره راست میگی اما اون دختر قبلیه خیلی اذیت میکنه و مزاحم میشه با اون چه کنم ؟؟؟؟ خوب عزیز گریه نداره با همسرت درمیون بذار بگو مزاحم دارم یا اصلا نه خطوط ارتباط مثل مشیر و گوشی مبایلتو عوض کن خودش خسته میشه دست بر میداره!!!!آره فکر خوبیه دستت درد نکنه خیلی کمک کردی!!!!!

خوب خوبه بازم به عقل آمدی ولی گلابی اینو بدون آدم باید تو حال زندگی کنه گذشته چی بودو به کجارسید،هرچی بود تمام شد باید فکر نان بود خربزه و هندونه و طالبی آبه !!!بچسب به آینده و زندگی روشن تا دیگه راه اشتباه نری، من خسته شدم خودت ادامه بده کم آوردی هستم!باشه!!! گاهی با آدمایی که هستم فکر و خیال برم میداره وای همسرم داره به فلان پسر نگاه میکنه، وای دوستم چرا این حرفو زد یا خیلی چیزای دیگه ولی آیا فکرام درسته ؟؟؟؟ آیا همه همینطورن که من فکر میکنم یامن اشتباه میکنم ؟؟؟؟؟ آره درسته اشتباهه و فکرای غلط منه که داره خودم و درونم رو آزار میده باید چکار کنم؟؟ راه چارم چیه؟؟؟آره درسته فهمیدم هر وقت این تفکرات آمد سراغم یاد حرفا و رفتارای خوب اون شخص می افتم مثلا همسرم  اونوقت فکر میکنم آیا واقعا  با اون رفتار و اخلاق خوبش ممکنه اینطور باشه؟؟؟ واقعا ً فکرم درسته خوب معلومه دیگه نـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه!پس اون فکرو میریزم دور و صورت ماه همسرمو نگاه میکنم و برای آرزوی سلامتی میکنم و مقداری باهاش حرف میزنم یا اگه بادوستم یا شخص دیگه ای هستم سکوتو میشکنم یا سرمو به کاری بند میکنم تا این فکرو خیالات از سرم بپره !!!!!!!!!!!!!!!عجب فکری کردم دمم گرم!!

اینروزا دلم خیلی تنگه و گاهی احساس میکنم از زندگیم خسته شدم نمیدونم چرا؟؟؟؟اما دوست دارم همون موقع بمیرم و زندگیم تمام بشه!!!!!!امااااااااااااااااااااااا اگه بمیرم پس تکلیف همسر آیندم ، خانوادم دوستام و.... چیه آیا واقعا سرنوشتم باید این باشه؟؟؟؟؟؟ خوب نه من هم حق زندگی دارم مثل بقیه مگه بقیه آدما مشکل ندارن؟؟؟مگه بقیه آدما آدم نیستن مثل من؟؟؟منم مثل اونها جلو تمام سختی های زندگی و مشکلات می ایستم من انسانم و فکر و هوش و احساس دارم تنهاییم که نتونم مشکلم  رو حل کنم همسرم ، دوستم و خانوادم هستن ، پس همچی حله!!!! من باید زندگی شادی داشته باشم پس چه نیازیه اخم کنم؟؟ آخه چراآهنگ غمگین؟؟؟ چرا تنهایی و گوشه نشینی؟؟؟؟ چرا سکوت و غم و غصه ؟؟؟؟؟ بله ... این کارا مال آدمای افسرده و سست اراده ای هست که جلو زندگی کم میارن و جا میزنن!!اما من چی؟؟؟ آیا واقعا در من توانایی مقابله با زندگی و شرایط مختلف آن نیست؟؟؟ بابا مامانم چجور کنار آمدن؟؟؟دوستم چطور؟؟؟مگه هم سن من نیست؟؟؟؟پس تلاشمو میکنم و با استفاده از تجربیات خودم و تجربیات خوب بقیه زندگیمو میسازم زیرا

من ، من نوعی ، من توانا من هوشیار من ... می توانم بهترین زندگی را داشته باشم و خوشبخترین باشم اگر خودم بخواهم

پس خدایا نوکرتم خودت منو بپا میخوام کاری کنم برای دیگران الگوی زندگی بشم و من میتوانم!!!بله من می توانم پس سعی میکنم همیشه لبخند روی لبام باشه !!!در سخت ترین لحظات امیدوار باشم و امیدم رو حتی یک لحظه از دست ندهم ، برای زندگیم و همسرم تلاش کنم و برای  زندگیم هدف داشته باشم ، هر حرفی رو که میشنوم اول روی اون فکر کنم و بعد از این که تجزیه تحلیل کردم بعداً اون رو وارد دلم کنم تا هر حرف نابجایی رو قبول نکنم تا به زندگیم لطمه وارد نشه ، از غم و غصه و عصبانیت و گوشه نشینی و خیالبافی و تفکرات مضر و نابجا دوری کنم و کنترل تفکر و احساس داشته باشم، اگر به همسرم خدای ناکرده شک کردم حتماً مسئله را با او در میان بگذارم تا به مشکل تبدیل نشود و حل شود، احساسات و رازهای شخصی و زناشویی را جز برای همسرم مطرح ننمایم و نگذارم دیگران وارد محدوده روابط ما شوند!!!!!!!!!! درسته همه این کارا رو که انجام بدم میتونم انسانی موفق و خوشبخت باشم ، البته گاهی اتفاقات غیر مترقبه ای رخ میده که شاید پیش بینی نشده باشه اینجاست که باید مراقب باشم از احساساتم بجای عقلم استفاده نکنم و یا گاهی از عقلم به جای احساسم استفاده نکنم زیرا که عقل و احساس را نباید قاطی کنم چون هر کدوم برای خودش جا و مکانی دارد.!!!!!!

خوب گلابی  فکر کنم دیگه فهمیدی دنیا چه خبره!!!این رو یادت باشه من کودک درون تو هستم گاهی میتونی با من مشورت کنی فقط حواست باشه که منو فدای دیگران و بعضی اشتباهات بچه گانه نکنی و مرا با دستای خودت درون خودت خفه کنی و بکشی ، بدون اگه من همیشه بیدار باشم و با من مشورت کنی میتونی بر هر کاری غلبه کنی من عقل دوم تو هستم حواست به من باشه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!راستی خدا را هم همیشه یادت باشه آخه اون بیشتر از خودت تو رو میشناسه و میتونه کمکت کنه ، پس درکنار عشقت در رأس عشق خدایی رو از یاد نبری و اگه خدا رو قبول نداری فلسفه و منطق انسانیتت رو همیشه به خاطر داشته باش!!!!!!!!

 

موفق و پیروز باشید

در پناه حق تعالی

امتياز : نتيجه : 5 امتياز توسط 1 نفر مجموع امتياز : 5

برچسب ها : زندگی , غم , غصه , عقل و احساس ,
بازديد : 13
[ چهارشنبه 17 اسفند 1390 ] [ 11:17 ] [ حامد اصلانی ]
آخرين مطالب ارسالي
پایان سال تاريخ : یکشنبه 03 اردیبهشت 1391
درخواست مشاوره تاريخ : یکشنبه 06 فروردین 1391
آی زندگی تاريخ : چهارشنبه 17 اسفند 1390
ازدواج موفق تاريخ : شنبه 06 اسفند 1390
ازدواج و روابط دختر و پسر تاريخ : پنجشنبه 04 اسفند 1390
اطلاعیه تاريخ : پنجشنبه 08 دی 1390
عشق خدایی تاريخ : پنجشنبه 08 دی 1390
تکنیکهای آرامش بخش تاريخ : چهارشنبه 30 آذر 1390
نوجوانی وجوانی تاريخ : سه شنبه 29 آذر 1390
.: Weblog Themes By roztemp :.

آرشيو
چت باکس

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
 
(Refresh)
جست و جو